السيد محمد حسين الطهراني
288
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
آن كه انسانيّت و انسان است ثابت و برقرار است . و همين سنّت است كه آسياى انسانيّت را به گردش در ميآورد ، با جميع ملحقات و پيوستگيهائى كه از سنن جزئيّه مختلفه به اختلاف افراد و يا زمانها و يا مكانها به عالم انسانيّت ملحق ميگردد . و اينست همان مطلبى كه بلافاصله بدان اشاره دارد كه : ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ * « اينست دين پابرجا و استوار ، و ليكن اكثريّت افراد مردم اين حقيقت را نميدانند . » و ما در بحث مستقلّى إن شاء الله تعالى بيان و شرح واضحترى را بر اين گفتار ميافزائيم . « 1 » معنى و مراد از فطرت بنابر تفسير حضرت علّامهء طباطبائى قدَّس اللهُ سرَّه ، در بحث مستقلّ « الميزان » تمام موجودات بسوى غايت و كمال نوعى خود در حركتند و سپس در فصل مستقلّى تحت عنوان : كَلامٌ فى مَعْنَى كَوْنِ الدّينِ فِطْريًّا فى فُصولٍ ( گفتار ما در معنى و مفهوم آنكه چگونه دين اسلام فطرى است ، در ضمن چند فصل آورده مىشود ) چنين مرقوم داشتهاند : ( 1 ) - چون ما در اين انواع موجودهاى كه تكوّن و تكامل تدريجى دارند نظرى با دقّت بيفكنيم ، اعمّ از اينكه اين انواع موجوده داراى حيات و شعور باشند مثل انواع حيوان ، و يا فقط داراى حيات باشند مثل انواع نبات ، و يا مرده و داراى حيات نباشند مثل بقيّه انواع طبيعيّه - همانطور كه براى ما مشهود است همه آنها را اين طور مييابيم كه در وجودشان يك سير تكوينى معيّن و مشخّصى دارند كه داراى مراحل مختلفى است ، بعضى از آنها پيش از بعضى ، و بعضى از آنها بعد از بعضى دگر است ، و آن نوع در هر يك از اين مراحل پس از مرور و عبور از مرحلهاى كه پيش از آن بوده است ، و قبل از وصول به مرحلهاى كه بعد از آنست وارد مىشود . و پيوسته خويشتن را با طىّ اين منازل
--> ( 1 ) « الميزان فى تفسير القرءَان » ج 16 ، ص 186 تا ص 188